الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
431
إحياء علوم الدين ( فارسى )
نمىكنم ، چه من قلم جز از نى ، و تخته جز از چوب يا آهن ، و خط جز از حبر ، و چراغ جز از آتش ندانم . و در اين منزل حديث « تخته و چراغ و خط و قلم » به سمع من مىرسد و چيزى از آن مشاهده نمىكنم ، بانگ آسيا مىشنوم و آرد نمىبينم . پس علم او را گفت : اگر راست گفتى در آن چه گفتى ، مايهء تو حقير است و توشهء تو اندك و مركب تو ضعيف ، و در اين راه كه روى بدان آوردهاى مهالك بسيار است . پس صواب آن است تو را كه بازگردى و آن چه در آنى بگذارى ، چه اين آشيان تو نيست از آن درگذر ، و هر كه را براى چيزى آفريدهاند اسباب آن بر وى آسان گردانيدهاند . و اگر رغبتى دارى در آن چه تمام راه بسپرى و به مقصد رسى ، گوش به من آر ، و دل حاضر دار ، و بدان كه عالمها در اين راه تو سه است : اوّل آن عالم ملك و شهادت است . و « كاغذ و حبر و قلم و دست » از اين عالم بود ، و از آن منزلها به آسانى گذشتى . دوم عالم ملكوت است . و آن وراى من است . و چون از من بگذرى به منزلهاى آن رسى ، و در آن بيابانهاى واسع و كوههاى بلند و درياهاى غرق كننده است ، و ندانم كه در آن چگونه سلامت مانى . سوم عالم جبروت است . و آن ميان عالم ملك و عالم ملكوت است . و از آن سه منزل قطع كردى ، چه در اوايل آن منزل « قدرت و ارادت و علم » است . و آن واسطه است ميان عالم ملك و عالم ملكوت ، چه راه عالم ملك آسانتر است از آن « 57 » [ 322 ] و راه عالم ملكوت دشوارتر از آن « 58 » . و عالم جبروت ميان عالم ملك و عالم ملكوت كشتيى را ماند كه ميان زمين و آب است ، چه نه در حد اضطراب آب است و نه در حد ثبات زمين . و هر كه بر زمين رود ، روش او در عالم ملك و شهادت باشد ، و اگر قوّت دارد كه در كشتى نشيند ، چون كسى باشد كه در عالم جبروت رود ، و اگر قوّت او بدان حد انجامد كه بر آب رود بى كشتى ، چون كسى باشد كه در عالم ملكوت رود بى درماندگى . پس اگر بر آب نتوانى رفت بازگرد كه از زمين درگذشتهاى ، و كشتى را واپس گذاشتهاى ، و [ پيش روى تو ] جز آب صافى نمانده است . و اوّل عالم ملكوت مشاهدهء قلم است كه علم و حصول يقين - كه بدان بر آب توان رفت - بدان نوشته شود . نشنيدهاى كه چون پيغامبر را - عليه السلام - گفتند كه عيسى - عليه السلام - بر آب رفتى ، گفت : لو ازداد يقينا لمشى على الهواء ، اى ، اگر يقينش زيادة شدى هر آينه بر هوا رفتى .
--> ( 57 ) از عالم جبروت . ( 58 ) از عالم جبروت .